سياست زده
ما هرچي خواستيم مقاومت كنيم كه از اين حرفا نزنيم نشد.
امروز مردم ايران (منظورم ايرانياني است كه داخل ايران زندگي مي كنند و نسبت به محيطشان حساسيت دارند) از سياست خسته شده اند و كم كم دارند به حالت خميري الاستيك مي رسند تا بعد با تبليغات دامنه دار به سليقه سياسي خاصي تن در دهند ولي اين بار در ناحيه پلاستيك! من هم تصميم ندارم توي اين وبلاگ حرفاي سياسي بزنم و به همين دليل فقط بگم كه من اطمينان دارم مردم ايران هيچگاه مضمون اين شعرفردوسي رو از خاطره سياسيشون پاك نخواهند كرد:
چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بوبكر و عمر شود

ز دهقان و از ترك و از تازيان
نژادي پديد آيد اندر ميان

نه ترك نه دهقان نه تازي بود
سخن ها به كردار بازي بود

زيان كسان از پي سود خويش
بجويند و دين اندر آرند پيش

هیچ نظری موجود نیست: