من، گاوم

گاو: مرا دوست داری؟
تو: بله

گاو: تاکنون چندبار مرا عزيزم خطاب کرده ای؟
تو: هرگز

گاو: تاکنون چندبار به من گفته ای که دوستت دارم؟
تو: هرگز

گاو: تاکنون چندبار نوازشم کرده ای؟ چندبار در آغوشم کشيده ای؟
تو: هرگز

و تو، نمی دانست، که من روزی چندين بار او را عزيزم خطاب می کنم، روزی چندين بار به او ياد آوری می کنم که دوستش دارم، روزی چندين بار ميل نوازشش را سرکوب می کنم، ميل بوسيدنش را لبخند می زنم و عطش در آغوش گرفته شدن را فرياد می زنم.

گاو: مرا دوست داری؟
تو: بله، يعنی نمی دانی؟

گاو: نه... . من، گاوم!

هیچ نظری موجود نیست: