امروز آقای سلطانی بخاطر برنده شدن پرسپوليس به 2 تا ساختمان سازمان مديريت صنعتی شيرينی داد!!!
حقيقتش اينه که من اصلاً نمی دونستم که ديروز بازی کی با کيه، فقط وقتی سر کلاس MCSE بوديم، شنيدم که همسايه ها دارند بوق می زنند... .
اما درست در همون لحظه، احتمالاً يک ايران داشتند تلويزيون نگاه می کردند و يک عده از خوشحالی تو پوست خودشون نبودند، و يک عده ی ديگه فحش می دادند.
و اين موضوع برای آقای سلطانی اينقدر مهم بوده که اومده چندين جعبه شيرينی برای دو ساختمان (يکی 5 طبقه، يکی 3 طبقه) خريده و اونها را در خوشحاليش شريک کرده.
من اصلاً باورم نمی شه.

من هيچوقت طرفدار هيچ تيمی نبودم، جز اين سالهای اخير که بازيهای تيم ملی رو با شدت دنبال می کردم! (هنر می کردم)

اما طرفدار بودن خيلی خوبه. اينکه آدم، بدون هيچ دليلی، طرفدار يک تيم، يک آدم، يک خواننده يا هر چيز ديگه ای باشه. بنظرم آقای سلطانی، ديوانه است! اما قطعاً آقای سلطانی لذتی رو حس کرده، که من ازش محرومم.

هیچ نظری موجود نیست: