اگر خورشيد می رود، تقصير من است

تقصير من است. وبلاگش را کم می خواندم، اما آزاديش را، جسارتش را، افق باز تفکرش را تحسين می کردم. وقتی اوی عزيزم، بارها و بارها از وبلاگ خورشيد تعريف می کرد، با هر بار تعريف او، من هم خورشيد را تحسين می کردم.
اما خورشيد، دارد می رود. تقصير من است. من، که هرگز برايش نامه ای ننوشتم تا از او بخاطر هر آنچه می نويسد، سپاسگزاری کنم. من، که هرگز در وبلاگم، حس مثبتم را نسبت به او منعکس نکردم.
من، فقط، آرام لبخند زدم.

اگر من، هر روز، مانند آنها، برايش نامه می فرستادم، و از او، که تنها بود، حمايت می کردم.
اگر گلدون هم اين کار را می کرد،
اگر همه اين کار را می کرديم،
خورشيد، کم نمی آورد.

نظر شما در مورد خورشيد چه بوده است؟!
اگر شما هم نوشته های خورشيد را دوست داريد، اما يادتان رفته است که اين موضوع را به خودش بگوئيد، همين الان برای خورشيد Email بفرستيد تا بداند تعداد شمائی که تفکرش را تحسين می کنيد کم نيست.

هیچ نظری موجود نیست: