چيه؟ حذفمون کرديد؟ لينکمون رو برداشتيد؟ چرا؟ چون کم می نويسيم؟ چون چند وقته که هيچ چيز ننوشتيم؟! خيلی خوب، برداريد، لينکمون رو برداريد، اگر روزی 100 بار به سايتمون سر می زديد، حالا روزی 10 بار سر بزنيد، بعدش روزی يک بار، بعد هر چند روز يک بار، بعد اصلاً سر نزنيد، بعد هم بگيد که گاو و گلدون يک وبلاگ آشغاله. اما آخه چرا؟ مگه شما گرفتار نمی شيد؟ مگه شما کارهاتون دير و زود نداره؟ مگه شما هيچ چيز رو فراموش نمی کنيد؟ مگه شما آدم نيستيد؟ مگه يادتون نمياد که چند روز پيش می گفتيد: عجب گاوی! دمش گرم! خوب، پس حالا چی؟ مگه من همون گاو نيستم؟ اگر اينقدر سريع عوض شدم، پس از اولش هم موجود بدرد بخوری نبودم، پس بيخودی به من دلبسته بوديد. اگر هم که عوض نشدم، پس حرفتون چيه؟! ...


اين، قسمتی از يکی از دعواهای ذهنی من بود، اين بار با خواننده ای که اصلاً نمی شناسمش و اصلاً مطمئن نيستم که حتی وجود داشته باشد.
چون اينجا، وبلاگ است و بايد صادقانه و بی پرده نوشت، احساسم را، صادقانه نوشتم. فقط همين!

هیچ نظری موجود نیست: