هر از گاهي پريود مي شم!
جدي مي گم. مرد ها هم گاهي پريود مي شن. بعضي وقت ها حتي حوصله او رو هم ندارم. به روي خودم نمي آرم اما حوصله مامانم رو هم ندارم. دلم مي خواد برگردم توي اون خونه دانشجويي و تنهايي لم بدم پاي تلوزيون. ياد درس هاي عقب مونده بيفتم اما پاشم حاضر شم برم ولي عصر . قدم بزنم ، خريد كنم. اهل ديد زدن هم كه نبودم اما الان مي تونم بگم ديد بزنم . بعد برگردم خونه شام درس كنم و صداي نوار رو تا ته بلند كنم . سنتور ميثاقيان دلم مي خواد. بعدش يه سيگار روشن مي كنم و تا نصفه مي كشم. بعد دوباره پشيمون مي شم و خاموشش مي كنم. فقط سه دقيقه بعد به خودم مي گم خاك تو سرت كنن. يه سيگار كشيدن كه اين همه دنگ و فنگ و احساس گناه كردن نداره. پس... اولي، دومي و
درينگ.. درينگ.. زنگ تلفن
همون مزاحم ديشبيه.
- چرا حرف نمي زني؟ چرا صداي سوسك در مياري؟
- هههه
- د...؟ اگه حرف نزني قطع مي كنم آ ! كار دارم.( اونجاي آدم دروغ گو) فووووو
- داري سيگار مي كشي...؟
- ا؟ تويي؟ سه شد.

يادش به خير.

هیچ نظری موجود نیست: