خشت خام در مترو
در اين دو هفته مجبور بودم كلي مترو سوار شوم ، آنهم خط دو (ميرداماد-علي آباد)
فكر كنم تنها وسيله حمل و نقل عمومي در ايران است كه تاخير ندارد. وقتي كه از بلندگو اعلام ميشه كه ساعت يازده و چهل و هفت دقيقه قطار وارد ايستگاه مي شه و مي بيني كه مي رسه ، كلي ذوق مي كنم كه: "پس در ايران هم مي شه نظم رو پياده كرد" ولي از آنجايي كه ما ايرانيان سابقه نظم اجتماعي را نداريم و هميشه بالادستي ها برامون نظم يا بي نظمي اعمال كردن ، حالا حالا ها منظم نخواهيم شد.
راستي يك خوبي ديگه مترو اينه كه اگه از ايستگاه خارج نشي مي توني با همون يه بليط به ايستگاه هاي مختلف بري ، اخه يك دفعه اشتباهي سوار قطاري شدم كه ميره علي آباد اما مي خواستم برم ميرداماد و فهميدم كه با يك بليط مي شه هي از اين ور به اونور رفت. و آخرين خوبي مترو اينه كه در مدتي كه منتظر قطاري كلي ميشه ركوردهاي بازيهاي موبايل رو شيكوند.

هیچ نظری موجود نیست: