Pause ''
چند روزيه هيچ كاري دلم نمي خواد انجام بدم به جز ورزش و خواب و كار هم كه مجبورم.
حتي لاگيدنم هم نمي آد.
تنها چيزي كه در بطن همه زندگيم جريان داره... عشقمه! واقعا دوسش دارم.
تنيس، شنا، كوه، (راستي شب چهارشنبه تا صبح من تو شيرپلام بعد به سمت ايگل حركت مي كنم. پايه يين؟) و بعد... خواب.
مي مي رم واسه دوش و آب جوي بعد از تنيس. از ... هم بيشتر مي چسبه. ( جاي خالي رو به دلخواه پر كنيد. گزاره اي هميشه درست خواهيد داشت)
خلاصه چند روزيه همه چي تعطيله... پروژه ها، زبان، فكر و خيال، وام ... انگار Pause من رو زدن! دارم حال مي كنم :)

هیچ نظری موجود نیست: