حجرالبابك
روبروي ساختمان هفت دانشكده فني دانشگاه تبريز، سنگ بزرگ سفيدي درست وسط چمن ها از پنجاه سال پيش به يادگار مونده. به اين سنگ دانشجوهاي زيادي تكيه داده اند و به رويا فرو رفته اند. سنگ سفيد متخلخل جلوي دانشكده محل استقرار هميشگي بابك بود و به همين خاطر حجرالبابك ناميده شد.
در نزديكي تهران آبگير كوچكي است كه براي من صفاي مديترانه دارد. بسياري از خاطرات دوران شادي و دلتنگي من در كنار اين آبگير شكل گرفته است. نهري با ماهي هاي كوچك (و گاهي بزرگ) در كنار تهران. من اين نهر را در روياي خودم Ali's Lake نام نهادم. شما حوض الگلدون بخوانيدش...
امروز صبح آرزو كردم ، روزي بتوانم همه دوستان نديده وبلاگيم را به صرف جوجه كباب در كنار آتش دعوت كنم. وعده ما صبح يك روز زمستاني. موافقيد؟

هیچ نظری موجود نیست: