به به! بارون مياد... .

بيچاره آنها که ماشين ندارند و چترشان را هم با خودشان نياورده اند،
خوش به حال آنها که الان رفته اند کوه،
خوش به حال آنها که يکديگر را دوست دارند و می توانند يکديگر را زير اين باران ببوسند.
بيچاره آنها که در اين باران تصادف کرده اند
بيچاره من که در اين باران بايد بروم کرج
ما جالب اينجاست که تمام شهر را انگار دور فيلمش را کند کرده ای، همه آرام می روند،
آدمها آرام سبقت می گيرند،
جوانها آرام لائی می کشند.
خوش بحال خود باران
که خوشگل است و از آن بالاها
بطرز عجيبی می چکد!

هیچ نظری موجود نیست: