شکرگزاری

نمی دانم چرا (شايد هم می دانم)، ولی خيلی حس شکرگزاری دارم، درحالی که اعتقادی هم به دين خاصی ندارم.
خيلی حس شکر دارم. دلم می خواد خدا را، به خاطر نعمتهائی که به من داده، شکر بگويم.
پس چشمهايم را می بندم، سر به سوی آسمان می گردانم، چند لحظه مکث می کنم و سپس با تمام وجود، خداوند را شکر می گويم.
[ اين شيوه ی من است ]

شما هم اگر دوست داريد، خدا را، مطابق آئين و باور خود، شکر بگوييد،
بخاطر همه ی چيزهای خوبی که به شما داده است.

هیچ نظری موجود نیست: