فرهنگ / گرد / گردو

دلم برای واژه ی فرهنگ می سوزد. هر کسی اين واژه را برای هر چيزی بکار می برد. گالری ها کار فرهنگی می کنند، صدا و سيما کار فرهنگی می کند، يادم است ده نمکی می گفت که کار فرهنگی می کند و عکس شهدا را می فروشد. من هم فکر می کنم که سر کلاسهايم به دانشجوها فرهنگ استفاده از اينترنت را درس می دهم و راننده ی عزيز آن روز هم از فرهنگ صحبت می کرد.
اصلاً واژه ی فرهنگ مثل واژه "گرد" است. گردو گرد است، کره زمين گرد است، نوک سيگار گرد است، همه سوراخها گردند، شير آب و چاهک مستراح هم گردند، لوله ی اگزوز گرد است و گلوله هم. گرد، واژه ای است که هر کسی می تواند در هر کاربردی از آن استفاده کند. گرد بار معنائی ندارد.

هیچ نظری موجود نیست: