با خودمم

اين چه خاصيتيه كه همه ما پيدا كرديم؟ از هر فرصتي مي خوايم استفاده كنيم كه به مراد دل خودمون برسيم. مثلا طرف داره درد دل مي كنه مي گه بچه من مريضه . دكتر هاي ايران گفتن بايد ببريمش آلمان. ما هم يه بار برديمش ولي هنوز خوب نشده. بعد در جواب مي شنوه: آره پسر همسايه ما هم تو آلمان تاجر فرشه. راستي شما تو آلمان فرش ايراني قيمت نكردين؟ باور كنيد به همين وقاحت شده بحث ها. حالا ممكنه من چند تا جمله ساده رو از اون وسط حذف كرده باشم. يه چيزايي مثل آخي . خدا شفاش بده. و ... منظورم اينه كه ديگه هيشكي براي هيشكي غصه نمي خوره واقعا. يا مثلا اون يكي مي گه من خيلي اين روز ها حالم بده. حالا تو اين موقعيت به نظر شما به ناصح احتياج داره يا غم خوار؟
نوشتم كه خودم يادم باشه.

هیچ نظری موجود نیست: