خانه

دنبال خانه مي‌گرديم. از اين خانه، به آن خانه، چون وقتي پولت به اندازه‌ي كافي نيست، حق انتخابهايت كمترند، فرصت هم كم.
چقدر دنبال خانه گشتن، يك جوري است! اگر پول داشته باشي، فقط خانه‌هاي نوساز را مي‌بيني و خيلي هم كيف دارد و خيلي هم عجله نيست. مي‌تواني خيلي شيك، بروي، ببيني، بعد بگوئي، حالا من فكرهام رو بكنم، بعد به شما خبر مي‌دم و بعد آنها هي زنگ بزنند و تو باز خودت را لوس كني.
وقتي پولت آنقدر زياد نيست، بايد بروي سراغ خانه‌هاي قديمي، يا خانه‌هاي نوسازي كه خيلي باب ميلت نيستند. و در اين ميان ديدن خانه‌هاي قديمي را اصلاً دوست نداشتم. خصوصاً كه خود ساكنين فعلي‌اش هنوز آنجا هستند. بايد بروي خانه‌ي مردم و با كنجكاوي، خصوصي‌ترين قسمتهاي خانه‌شان را نگاه كني! اتاقها، دستشوئي‌ها، كمدها... و بعد هر خانه‌اي، يك بوئي دارد و گاهي از بوي بعضي خانه‌ها آنقدر متنفر مي‌شوم كه احساس مي‌كنم كه اگر اينها از اينجا بروند و ما بيائيم و همه چيز را عوض كنيم و خانه را صد بار رنگ كنيم، باز بوي اينها اينجا مي‌ماند. و آن وقت بايد اين خانه‌ي قديمي و كثيف و بدبو را به متري 900.000 تومان بخري! اين يعني اينكه، اگر شما ماهي 1.000.000 تومان درآمد داشته باشيد و فقط 100.000 تومان آن را خرج كنيد و بقيه را نگه داريد، براي خريد يك خانه 100 متري دو خوابه، بايد 100 ماه كار كنيد، يعني 8 سال، با فرض محال اينكه قيمت خانه بالا نرود!

هیچ نظری موجود نیست: