نظر سنجي

سيستم نظر سنجيم خراب شده. اين رو Voodooي عزيز بهم گفت. درسته كه اين روزها، هم كارم زياد شده بود، هم امتحان آلماني، پدرم را درآورد، ولي شايد يكي از اصلي ترين دلائلي كه ننوشتم، عدم وجود نظر بود. نظري كه بود، اما من نمي‌ديدم.
ارتباط، تاييد، دوست داشته شدن.
همه‌ي آنچه كه صادقانه بايد بپذيرم كه برايم مهم است.
البته، گاو هم ديگر، برايم مشكل ساز شده. گاو را دوست دارم، اما اينجوري نه. خيلي زود، كمي اينجا را عوض مي‌كنم و آنوقت راحت‌تر تر مي‌نويسم. خيلي فكر كردم. گاو پنهاني كه همه مي‌شناسندش و همه نمي‌شناسند.
ديگر دوست ندارم هم پنهان باشم هم نباشم. وبلاگ مخفي را هم دوست ندارم. پس بزودي مي‌شوم "پيام" و آن وقت گاو با خيال راحت مثل بچه‌ي آدم، مي‌نويسد!

هیچ نظری موجود نیست: