سلام
خيلي وقته که دلم مي خواد دو خط بنويسم. موضوعات هي ميان و مي رن و من نمي نويسمشون.
براي گفتن خيلي از حرفا ديگه ديره و خيلي هاشون هم حسشون ريده. اما..
اما امروز يه بارون حسابي اومد
بارون!! يا همون Barun!!
چقدر هم چسبيد
يک شب فراموش نشدني با گيتار فلامينگو و آهنگ هاي تنظيم شده محمد سرير با صداي نوري
به خصوص اون شعر حميد مصدق
شيشه ÷نجره را باران شست
تو دل من هم که ..
بگذريم

هیچ نظری موجود نیست: