يادته؟

من رو يادت مياد؟
سلام!
آره، منم... . همين كه الان جلوت وايساده. يادت هست؟
يادت هست كه منم آدمم؟
همين من كه الان داري راحت باهاش حرف مي‌زني. همين كه ژست سنگ گرفته بخودش.
همين كه هرچي مي‌خواي بهش مي‌گي، اونم خيلي راحت گوش مي‌كنه! همين كه انگار برنده‌ي مسابقه‌ي قوي‌ترين مردان جهانه. همين كه اينقدر تو لباسش ابر و پارچه كهنه گذاشته، كه از دور كه نگاش مي‌كني، عين آرنولده.
يادت هست؟
يادت هست كه همين هفته پيش، نه به محكمي سنگ بود، نه همچين هيكلي داشت؟ تعجب نكردي وقتي ديدي يه هفته‌اي اينقدر قوي شده؟
آها، يادت رفته...
راستي يادت هست واقعاً؟
هفته پيش، وقتي صداش مي‌لرزيد؟
خدائيش يادت نيست؟ يا بهتره كه يادت نباشه؟
هيچوقت ديدي؟ هيچوقت من رو ديدي؟
اينقدر نقش سوپرمن رو دادي من بازي كنم، كه اصلاً يادت رفت كه اينها همش فيلمه. سوپرمن هنرپيشه‌ش سالهاست رو صندلي چرخداره.
خوشگلم اينها نقشه. يه موقعي تو هولم دادي كه نقش رو بگيرم. الان ولي خودم دارم بازيش مي‌كنم. يه دقه بي‌زحمت اين فيلم رو قطع كن.
يادت هست قبل از اينكه با طناب آويزونم كنند تا اداي پرواز رو در بيارم، داشتيم با هم رو زمين راه مي‌رفتيم؟ يادت هست هميشه خواب پرواز مي‌ديدم؟
پرواز مال تو خوابهاست! يادته؟
اصلاً خواب مي‌بيني؟ يادت هست اون موقعها رو كه مي‌ديدي؟
يه هفته، خيلي كمه. خيلي كمه كه بخواد يادت بره. يادت بره كه آدمها از گوشتن. گوشتي كه دو تا ديوار كاهگلي لهش مي‌كنه. يادته قبل از اينكه بري، همين نزديكها يه‌كم پائين‌تر، تو بيست ثانيه سي چهل هزارتا از اين گوشتها رفتن تو چرخ گوشت؟
اگه يادت رفته بزار بگم. ماها از گوشتيم، نه از سنگ. هيچكدوممون هم پرواز نمي‌كنيم كه بخوايم دست اون يكي رو بگيريم با خودمون ببريمش اون بالاها. اوني كه نشستي از تو آسمونا با يه لباس عجيب و يه شنل بلند بياد بياد بلندت كنه ببرتت رو بلند ترين پشت بوم بلندترين برج شهر بوست كنه، با يه دكمه pause كارش تمومه.
يادت مياد، اون روز اول تو ميدون ونك چقدر راه رفتيم با هم؟ من همونم. هر لباسي‌ام تنم كنم، بلدم فقط راه برم. نه پرواز مي‌كنم، نه كسي رو كول مي‌كنم و نه مي‌كشم. راه مي‌رم و فقط ياد گرفتم كه قدمهام رو با قدمهاي كناردستيم تنظيم كنم.
قدم زدن يادته؟ اصلاً يادته ميدون ونك كجاست؟!

هیچ نظری موجود نیست: