OBSTACLE
نمي دونم گاو عزيز اون متن انگليسي رو خونده بود و بعد پستش رو فرستاده بود يا نه.. خيلي برام جالب بود كه اين دو تا پست پشت سر هم افتاد. يك بار ديگه دو تا پست قبلي رو بخونيد لطفا..
اكثر پروژه ها در طول حيات خود دچار وقفه مي شوند. چنانچه اين وقفه طولاني شود، اعضاي پروژه به كارهاي ديگري مي پردازند كه مربوط به پروژه نيست و يا خود را درگير كارهاي بي اهميت پروژه مي كنند و آنها را با اهميت جلوه مي دهند . چرا كه همواره افراد به دنبال معني در كار خود هستند.
اتفاقي كه براي اكثر شركت ها و پروژه هاي در دست اجرا در مملكت ما مي افتد هم همين است. مجبور مي شويم كار هاي نه چندان با اهميت خودمان را مهم جلوه مي دهيم غافل از اينكه مشكل در جاي ديگري بايد حل شود تا كار ما واقعا مهم شود. مثلا تامين بودجه يا انتقال تكنولوژي يا حتي خريد تجهيزات. در اون متن انگليسي هم توضيح داده كه تقريبا هيچ گاه بهترين كار ممكن درجا زدن نيست. يا عقب نشيني كن يا مشكل را دور بزن و يا با آن روبرو شو. تحمل مشكل و طولاني شدن سكته باعث فوت است.

هیچ نظری موجود نیست: