ASGAR1

سال دوم يا سوم دانشگاه بودم، اولين بار كه اين رو برام خوند. نمي‌دونستم متنش رو از كجا آورده. خيلي شعر بلد بود هم از خواننده‌ها، هم از شعرا و هميشه وقتي مي‌خواست يه چيزي بگه كه ديگه خفه شي، يه شعر مي‌گفت كه تا عمق آخرين سوراخت بسوزه.
خيلي دوستش داشتم. اينقدر كه اون يكي علي، معتقده كه اون تنها عشق واقعي زندگي من بوده. كل ارتباطمون 6 ماه طول كشيد. هيچوقت هيچ چيز نمي‌گفت. هميشه در پرده‌اي از راز و ابهام قرار داشت. يه روز وقتي مي‌ديدمش، از دور لبخند مي‌زد و يه روز وقتي بهش سلام مي‌كردم، جوابم رو نمي‌داد. هيچوقت نمي‌تونستم بفهمم چرا. از گفتگوي رو در رو پرهيز مي‌كرد و پشت چت، موضوع رو اينقدر مي‌پيچوند كه اصلاً هرگز معلوم نمي‌شد كه دليل كارهاش چي بوده. و من اون موقع اينقدر بي‌تجربه بودم كه خودم هم نمي‌تونستم براي خودم موضوع رو تجزيه تحليل كنم. نتيجه‌ش اين بود كه من هميشه توي كف بودم. كفي ابدي.
و اون روز، سر يه موضوع ساده، برام اين رو نوشت:

آدما از آدما زود سير مي‌شن
آدما از عشق هم دلگير مي‌شن
آدما رو عشق هم پا مي‌ذارن
آدما آدمو تنها مي‌ذارن

هنوزم نمي‌دونم كه درست نوشتم يا نه. هنوزم من خيلي شعر بلد نيستم و هرگز ننشستم حرفه‌اي گوگوش گوش بدم. اما اون موقع، وقتي پشت مانيتورهاي سبز دانشكده برق اين رو تو emailم ديدم تمام تنم رو لرزوند.
يادمه كه آخر هفته بود. رفتم به امير گفتم. امير گفت كه اين آهنگ گوگوشه و من ازش نوارش رو گرفتم و هرگز فراموش نمي‌كنم كه 3 روز تمام، از صبح تا شب، روي صندلي نشستم و اين نوار رو گوش كردم و هيچ كار نكردم. يك جسد، كه فقط نفس مي‌كشيد و نوار گوش مي‌كرد و گريه مي‌كرد.

از اون موقع، حداقل 5 سال مي‌گذره. از رامتين شنيدم كه اون سالهاست ازدواج كرده و الان رفته خارج. نمي‌دونم خوشبخته يا نه، و راستش برام خيلي مهم هم ديگه نيست. خوشحالم كه سالهاست كه اون رابطه تموم شده. ولي ازش بابت اين شعر ممنونم. شعري كه اين روزها، زياد براي خودم تكرارش مي‌كنم.

هیچ نظری موجود نیست: