زاپاس

بهش يدك، يدكي، ذخيره يا backup هم مي‌گن. ذاتاً اضافيه. هست، تا اگه اصليه كارش رو درست انجام نداد، از اين استفاده كنند. بصورت موقت. تا زماني كه اصليه تعمير شه يا جايگزين شه. خودش هيچوقت اصلي نيست. نقشش خيلي مهمه. امنيت مي‌ده. امكان ريسك رو بالا مي‌بره. اما هيچوقت اصلي نيست. هميشه فرعيه. بايد منتظر باشه. بايد همه‌ش آرزو كنه كه يه بلائي سر اصليه بياد، تا از اين استفاده كنن. يه چيزي مثل لاشخور. ته‌مونده‌ها بهش مي‌رسه. بايد التماس كنه: مي‌شه امروز من بازي كنم؟ غرور براش معني نداره. بايد هميشه گدائي كنه. گدائي محبت. تا شايد دوستش داشته باشند و ازش استفاده كنن. اسمش اينه كه بدون اون، هيچ كاري انجام نمي‌شه، اما عملاً هيچ استفاده‌اي ازش نمي‌شه. مثال خوبش لاستيك زاپاسه. لاستيكهاي زير ماشين له و په مي‌شن، سيم‌هاشون مي‌زنه بيرون. صاف صاف. لاستيك زاپاس، تو عمرش كلاً دو ساعت مصرف شده. هنوز همون لاستيك اوريجينال كارخونه است. با خودش مي‌گه، اين مرتيكه خر چرا از من استفاده نمي‌كنه؟ مگه نمي‌بينه چه عاجي دارم؟ اما صاحبش، گوشش بدهكار نيست. مي‌ره خدا تومن پول مي‌ده لاستيك نو مي‌خره، اما به زاپاس دست نمي‌زنه! زاپاسه با خودش مي‌گه: اولش فكر كردم مي‌خواي كلاً رينگ اسپرت بندازي و همه‌ي لاستيك ها رو عوض كني از اين پهناش بگيري. اگه مي‌خواستي يكي مثل قبليا بگيري، خوب چرا از من استفاده نكردي؟! و فقط وقتهائي كه يكي از لاستيكها پنچر مي‌شه، از صاحب ماشين مي‌شنوه كه داره به رفيقش مي‌گه: زاپاسو حال كن! از خود لاستيكها تميزتر نگهش داشتم!

هیچ نظری موجود نیست: