يك صدم پر ليوان: اندر مزاياي ترافيك تهران!

با خيال راحت از ماشين بغل دستي آدرس مي پرسي
با خيال راحت دخترا رو ديد مي زني
چه بسا شماره تلفن مي دي و مي گيري
راجع به خيلي چيزا فكر مي كني
موبايلت رو بر مي داري و شماره مي گيري: سلام عزيزم چطوري
دستمال كاغذي رو برمي داري و خاك روي جلو داشبرد رو پاك مي كني
از روزنامه فروش يه روزنامه مي خري و بعد از اينكه عنوان هاي مسخرش رو نگاه كردي پرتش مي كني رو صندلي عقب ماشين
يه سيگار از تو داشبرد برمي داري و خيلي آسوده با فندك روشنش مي كني
نوار هات رو مرتب مي كني و به ترتيبي كه دوس داري مي چيني و ياد اين موضوع مي افتي كه چند وقته نوار جديد نگرفتي
تمام مغازه هاي اطراف رو ورانداز مي كني و به ياد اين موضوع مي افتي كه لباساتو از خشك شويي نگرفتي
..
بوق ماشين پشتي رو هم نمي شنوي؟

هیچ نظری موجود نیست: