راسته‌ي حسين فروشها

اعتقاد من مهم نيست، اما به اعتقاد ديگران احترام مي‌گذارم. آنچه اكنون رخ مي‌دهد ولي، نه اعتقاد است، نه بي‌اعتقادي. تصوير دردناك نسلي بي‌هويت است كه نه هيچ اعتقادي، كه اساساً دنيا برايش هجو است...


هرسال يه چيزي بهش اضافه مي‌شه. پارسال يادم نمياد كه كسي روي كاپوت ماشينش "يا حسين" نوشته باشه، يا يادم نمياد كه كسي پشت شيشه‌ي عقبش بزرگ نوشته باشه "حسين" در حالي كه داره از تمام حروفش خون مي‌ريزه. هربار كه اين چيزها رو مي‌بينم، ذهنم شروع مي‌كنه به تخيل كردن. به اينكه احتمالاً تو بازار بزرگ، يه جائي هست به اسم راسته‌ي حسين فروشها... :

تمام راسته پره از انواع پرچمهاي حسين. پرچمها در رنگها و اندازه‌هاي مختلف از همه جا آويزون شدن. از پرچمي كه براي بالاي پشت بوم در ابعاد 10 متري تهيه شده، تا پرچمهاي روي آنتن ماشين كه بهش "پرچم آنتني" مي‌گن. توي راسته، همه لباس سياه پوشيدن. پائينش گربه‌هاي سياه قدم مي‌زنن و توي سوراخ‌هاي بالاي حجره‌ها، كلاغهاي سياه پرواز مي‌كنند. از هر حجره، يه صداي جداگانه شنيده مي‌شه. هركسي تلاش مي‌كنه كه آخرين نوارهاي حسيني‌ش رو با بهترين كيفيت ارائه كنه. يكي از حجره‌ها، يه تلويزيون 40 اينچ گذاشته بيرون توي راهرو و توش داره DVD عذاداري حاج غلامعباس رو پخش مي‌كنه. اين يكي، ديگه آخرشه، كيفيت صداي 5+1 مثل صداي سينماي فرهنگ! جلوش كه بشيني، صداي زنجير پشت سري‌ت رو قشنگ مي‌شنوي. انگار كه زنجير داره به پشت خودت مي‌خوره. اول راهرو، سر راسته، يه دستفروش نشسته و بساطش رو پهن كرده. از اين موبايلهاي بچه‌ها مي‌فروشه. دونه‌اي 700 تومن. هر دكمه‌ش رو كه فشار بدي، يه نوحه‌ي كوچولو پخش مي‌شه ازش. دستفروش كناردستيش، مرتب فرياد مي‌زنه: "پرچم آنتني، همه رنگ، فقط 1000".
پشت در مغازه‌ها، تابلوهاي آخرين محصولات رو چسبوندن: "حسين رو كاپوتي 206 رسيد". يكي ديگه نوشته: "همه رقم زنجير تمام نقره عراقي، مدل عاشورا 2003 موجود است"
....

نمي‌دونم، اما قاعدتاً بايد اينجوري باشه. اگرم نيست، تا يكي دو سال ديگه مي‌شه. مشتري‌ اين چيزها، يه زماني فقط راننده تاكسي‌ها بودند. اما الان از هر تيپي توشون هست. بچه مايه دار، مهندس، راننده تاكسي، دانشجو... . همه دوست دارن حسيني باشن. بعضيا بخاطر عقيده، بعضيا بخاطر ثواب، اما اكثراً بخاطر تريپ. تريپ، تريپ حسينه. همون كه بهش مي‌گن حسين پارتي. داستانش ساده است، همون بالماسكه است. فقط فرقش اينه كه اينجا، همه فقط يه ماسك مي‌زنن! بعد تو بايد حدس بزني كه پشت اين همه ماسك شبيه به هم، چه آدمي قرار گرفته. خدائيش سخته.

هیچ نظری موجود نیست: