مي شه رفت، مي شه توجيه كرد ..

مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز
ورنه در منزل رندان خبري نيست كه نيست

بهار مترنم به قطره هاي باران ..كه هنوز نشسته ام ..و بايد بروم..دلم تنگ خواهد شد براي فضاي چهار سال پيش اينجا..براي تازه بودن هاي اون وقتا...بخشي از روياها تعبير شده..از وحيد و حاجي دهقان و مهدي سبز پوش كه آرامش وجودي شون يه جور منبعه ..و بي تكلف و ساده..با همه خاطرات روزهاي پرتنش و روزهاي آروم جدا ميشم ..همين امروز رسيدم به توجيه..كلمه پرباريه..ميتونه زندگي رو تغيير بده..توجيه را بخاطر بسپار.. در توجيه اين مهم همين بس: خدا انسان را آفريد و انسان توجيه را!...ايام به كام توجيه آفرينتان..
نوشته شده در ساعت 3:45 PM توسط حمید ر

هیچ نظری موجود نیست: