فره‌ِ ايزدي در دستان گلدون

دلم مي خواست كوروش بودم! مصمم و با اراده باور داشتم كه شاه هستم و لياقت شاه بودن را دارم. اهورا مزدا را براي رسيدن به اهداف مي خواندم و جواب مي گرفتم. سربلندي مي آفريدم و غرور. قبل از ورود به كاخ شاهي چنان با خنجر به سر اهريمن مي كوبيدم كه شعله هاي مقدس كعبه زرتشت به من افتخار كنند. و بنا براين مي توانستم جهان را به خواست اهورامزدا به نظم نويني درآورم. در كاخ آپادانا با همه كساني كه حرفي براي گفتن داشتند ديدار مي كردم و در دروازه ملل منتظر ميهماناني مي ماندم كه براي شنيدن حرفهايم آمده اند.

هیچ نظری موجود نیست: