كات، ايكات!

الهي من قربون اين گلزار بشم! از رديف اول كه ما نشسته بوديم، تقريباً صورتش رو اصلاً نمي‌شد ديد. يعني فقط از روي جاش كه مثلاً صندلي دومه مي‌شد فهميد كه اين، گلزاره. حتي از اون فاصله مي‌شد جاش يكي از اين مانكن‌هاي پشت ويترين بوتيك‌ها رو گذاشت. تنش يك كت ايكات كرد و براش يه كلاه‌گيس با موهاي بلند مش كرده گذاشت. مي‌شد خودش.
هرازگاهي، مجري سالن، از حضور محمدرضا گلزار قدرداني مي‌كرد و همه دست مي‌زدند و ايكات بلند مي‌شد و تعظيم مي‌كرد.
و بعد كه پا شد رفت، تمام دختر كوچولوهاي سالن، از حدود 6، 7 ساله تا 27، 28 ساله پاشدند. دست هر كدومشون يه كاغذ بود. بعضي‌ها امضاء مي‌خواستند، بعضي‌ها شماره تلفن نوشته بودند و بقيه نامه.

چرا هيچكس پس عاشق اون آقاهه كه تبليغ كره اطلس طلائي رو مي‌كنه نمي‌شه پس؟ حداقل اون يكي دوتا ادا بلده. بلده ابروهاش رو بالا پائين بندازه و يواشكي از كيفش نون تست دربياره و با كره اطلس طلائي بخوره.

ولي الان كه فكر مي‌كنم، مي‌بينم دخترها حق دارن. شايد آقاي كره‌ي اطلس طلائي هم طرفدارهاي خودش رو داشته باشه. پارسال مسافر يكي از تورهاي مادرم بود. مادرم تعريف مي‌كرد كه هر هتلي كه مي‌رفتند، همه با آقاي اطلس طلائي با احترام صحبت مي‌كردند و پسر بچه ها هم از دور صداش مي‌كردند:‌ "اطلس طلائي! اطلس طلائي!"

اصلاً چرا ايراد مي‌گيرم؟ منم عاشق گاو روزانه‌م. مطمئناً اگر كنسرتي برگزار بشه، با حضور گاو روزانه، حتي اگر مثل امشب مسخره ترين خواننده‌هاي عروسي‌ها توش باشن و بليطش 7000 تومن باشه و حتي اگر از جائي كه من نشسته باشم، گاو روازنه به اندازه يه مورچه ديده بشه، مي‌رم و مرتب ازش عكس مي‌گيرم. آخرش هم مي‌دوَم مي‌رم ازش امضاء مي‌گيرم، بهش تلفنم رو مي‌دم و براش كلي نامه مي‌نويسم. حتماً بهش آدرس وبلاگم رو مي‌دم و بهش مي‌گم كه من به اسم "گاو" مي‌نويسم. بهش مي‌گم كه توي نمايشگاه كتاب، يك دونه كتاب هم نخريدم، اما از غرفه روزانه يك عروسك گاو روزانه بزرگ، 3 تا ماگ، 3 تا ماوس پد با شكل سينه گاو و يك ماوس پد هم بشكل نيمرو خريدم و بعد كنار عروسك بزرگش كه تقريباً هم قد خودم بودم وايسادم و كلي عكس انداختم!

هر كسي حق داره عاشق بشه. باباي من عاشق "اسي"ه. هموني كه مرتب خلاف مي‌كنه و به مردم درس رعايت قوانين راهنمائي رانندگي مي‌ده.

نتيجه اخلاقي اينكه: هيچم اشكال نداره، و هركسي حق داره عاشق بشه: الهي من قربون اين گلزار بشم!

هیچ نظری موجود نیست: