گاوه اومد شام بخوره، افتاد و دلش شكست . . .

  • مامانه گفت: "الهي من قربون پسر كوچولوم بشم. چقد بگم بهت غذاي بيرون نخور؟
    بيا، بيا از اين عرق نعناها بخور، زودي حالت خوب شه"

  • دكتره گفت: "ويروسه، ولي براي اطمينان، يه چندتائي پني سيلين بزن. مي‌دونم
    شرايط جوريه كه به همه هر روز آمپول زده مي‌شه، حالا اين چندتا هم روش"

  • پرويزه گفت: "دوا موا فايده نداره. مي‌ري تو اتاق، در رو مي‌بندي، مي‌ري زير
    پتو، اينقدر مي‌خوابي تا خوب شي، مثل هاپو ها"

  • امينه گفت: "الهي من قربون اون چشمات بشم. من اذيتت كردم؟"

  • مهندسه گفت: "آقا جون، سايت ما چي شد؟"

  • باباهه گفت: "اينقد اين بچه رو لوس نكنين. خودش مي‌دونه بايد چي كار كنه.
    حالا ببينم، حالت چطوره؟!"

  • خواهره گفت: "من برات رون مرغ پختم. بخور خوب شي. درضمن خيلي خري كه دكتر
    نمي‌ري"

  • همكاره گفت: "شما، آقاي مهندس تحصيل كرده، مريض شدين بعد دكتر نمي‌خواين
    برين؟! واقعاً كه!"

  • پسرعموهه گفت: "حتماً استراحت كن. استراحت كن زود خوب شي. دوشنبه راستي قرار
    داريم، اما اگه نمي‌توني، نمي‌خواد بياي"

  • معماره گفت: "خيلي وقته برات آفلاين نذاشتم. ديشب بنظر سرحال نبودي، خوبي؟!"

  • شاگرده گفت: "اين هفته هم كنسل؟ مريضين؟! باشه ديگه، چي كار كنم. كنسل!"

  • ماهواره‌هه گفت: "عزيزم، عذاب وجدان نداشته باش، حالا كه مي‌خواي استراحت
    كني، اقلاً بيا دوتا فيلم نگاه كن"

  • كامپيوتره گفت: "چي شده بعد از اين همه وقت، اومدي سراغ من؟ يادته اون موقعها
    چقدر خوب بود؟ همه‌ش با هم بوديم. يادش بخير. شدي عين قديمات!"

  • تحليله گفت: "خر خودتي. اگه رديف بودي، دل‌درد كه هيچي، طاعونم مي‌گرفتي عين
    خيالت نبود. چي شده؟ خسته‌اي مي‌خواي سه روز بخوابي، دنبال دليل مي‌گردي؟ يا باز
    قاط زدي؟!"

  • تخت خوابه گفت: "آخ جون، اين سه روز هم شبها تو بغل همديگه‌ايم، هم صبح‌ها!"

  • آخر سر شكمه گفت: "بخدا هر وقت بگي خوب شو، مي‌شم. ولي مطمئني كه مي‌خواي خوب
    شي؟ اونم الان؟!"

هیچ نظری موجود نیست: