فقط يك تصوير

يك تصويري توي ذهنمه هميشه. گاهي پررنگ تر، كاهي كم‌رنگ تر. نمي‌دونم مال يك فيلمه يا نه، هرچي فكر مي‌كنم، يادم نمياد.

تصوير يك روبات، با قدرت پردازش بسيار بالا و توانائي خارق العاده. روباتي كه خيلي كارها مي‌تونه بكنه. مي‌تونه دستگاه‌هاي خيلي پيشرفته‌ي الكترونيكي رو تعمير كنه و ... .
و بعد تصوير اين روبات، وقتي كه در حال حركت، براي رسيدن به يك جاي مهم و انجام عملياتي مهم، مي‌خوره به ديوار.
بعد مياد عقب و دوباره حركت مي‌كنه، دوباره مي‌خوره به ديوار.
دوباره مياد عقب، و باز برخورد با ديوار... .

روبات، در يك loop بينهايت گير مي‌كنه، چون هيچوقت برنامه‌ريزي نشده كه اگر به يك ديوار بر بخوره، مثلاً بايد بياد عقب، مسيرش رو عوض كنه و بعد حركت كنه. اينقدر به تكامل ربات فكر شده كه چنين حركت ساده‌اي رو فراموش كردند.

صداي تق تق بلند حجم فلزي روبات كه به ديوار مي‌خوره، توي سرم مي‌پيچه...

هیچ نظری موجود نیست: