گزارش به آكادمي

با سلام خدمت اعضاء محترم آكادمي،

الف. بالاخره تغيير دكوراسيون و نظافت اتاقم تمام شد. تمام تمام كه خير، ولي باور كنيد خيــــلي خوب شده. آنقدر خوب كه براي اولين بار بعد از مدتها، دلم مي‌خواهد در اتاق جديدم ساعتها بنشينم و كار كنم.

ب. از ديروز خواندن يكي ديگر از آثار ادبي Will Willis را تحت عنوان Exchange، آغاز كرده‌ام. اين جمله را از عمد اينطوري نوشتم تا اعضاء محترمي كه ادبياتي هستند كف كنند و فكر كنند كه من دارم كتابي را مي‌خوانم كه خودشان هنوز نخوانده‌اند. نه داداش، اين يه كتاب كامپيوتريه!

چيم. (چيم بجاي جيم، براي حمايت از گلدون كه امروز مرا به انجمني در اوركات تحت عنوان Anti Arab Iranians دعوت كرده بود) امروز چندتا از بزرگترين مشكلات زندگي‌ام حل شد. يكي‌ش كار بود و بقيه‌اش بغايت خصوصي است، اما همين كه حل شد، خيلي عاليه.

دال. از اينكه كافي شاپي داريم كه وقتي مي‌رويم توش، از قبل خودش مي‌داند كه چه مي‌خواهيم و اينكه كلاً باهاش خيلي دوستيم، خوشحالم. اين خطاب به بعضي‌ها كه سال به سال ايران نمي‌آيند و وقتي هم مي‌آيند، شوكا را كاشانه‌ي خود مي‌كنند! درضمن فعلاً ترجيح مي‌دهيم نام كافي‌شاپمان فاش نشود!

پ.ن. تو ونكه، هر كسي حق داره 3 تا حدس بزنه. عمراً اگه بتونين اسمش رو بگين.

ه. به زودي بايد يكي دوتا "نه" مهم بگويم. "نه" گفتن كار سختي است، اما گفتنش از نگفتنش بهتر است.

هیچ نظری موجود نیست: