- خيلي زود، زودتر از هميشه، صبح شب مي‌شه، و متاسفانه همين قدر زود، شب روز مي‌شه.
- خيلي كيف داره كه بعد از مدتها، تو وبلاگت، كامنت‌ها بره روي 10 تا! حتي اگر همه‌ش از 2، 3 نفر باشه. يه زماني استانداردش 15 يا 20 بود.
- خيلي بده كه آدم كم وبلاگ بنويسه.
- خيلي پيچيده است تركيب اين همه حس.
- خيلي كيف داره كه ببيني دانشجوهات بعد از نزديك به يك ماه، مي‌تونن سايت وب بسازن و گزارش تصويري با word ايجاد كنند.
- خيلي دردناكه كه در چند ثانيه، چندصدهزار نفر بميرن. خيلي ترسناكه كه كنار ساحل نشسته باشي به قصد تفريح و بعد بزرگترين و آخرين موج زندگي‌ت رو ببيني.
- خيلي بده كه يكي بهت قول بده، بعد تو 3 روز همچين دودرت كنه كه نفهمي از كجا خوردي. بعد از خودت بپرسي كه چرا؟
- خيلي فكر مي‌كنم.
- خيلي خوشحالم، كلاً.
- خيلي خدا دوستم داره. اين رو چند وقته بيشتر حس مي‌كنم. حوصله هم ندارم كه بحث كنم كه خدا هست يا نيست.
- خيلي كيف داره كه آدم شب كنار شومينه بخوابه.
- خيلي كيف داشت ديشب. بعد از سالها، دوباره با آهنگ Cotton Eye Joe رقصيدم. هنوز يادم نرفته... هنوز قارچ نشدم!
- خيلي دلم براي شماهائي كه برام كامنت مي‌گذارين تنگ شده، حتي اونهائيتون كه تهرانين فقط وقت نيست كه همديگه رو ببينيم.
- خيلي از حرف زدن با گلدون لذت مي‌برم. خوشحالم كه هنوز ايرانه.

هیچ نظری موجود نیست: