هفت و نيم

اگه آدم مجبور باشه كار كنه
و كارش رو دوس نداشته باشه،
اتفاقات بدي تو زندگي آدم مي افته
يكيش اينه كه آدم صبح ها به زور از خواب بيدار مي شه
بعد
از خواب كه بيدار مي شه
ساعت رو نگاه مي كنه و مي بينه هفت و نيمه!
بعد
پنج ديقه ديگه مي خوابه و هشت و ربع بيدار ميشه!
بعد چون ديگه حسابي ديرش شده
راحت دوش مي گيره
و صبحانه مي خوره
و ...
بالاخره مي ره سر كار

هیچ نظری موجود نیست: