نارسیسیسم / خودشیفتگی

در اساطیر یونانی، جوان زیبارویی که به عشق دلباختگان خود توجّهی نمی‌کرد و حتّی به الهه‌هایی که عاشق او بودند بی‌اعتنایی می‌کرد. تا اینکه روزی به کنار چشمه‌ای می‌رود و در هنگام آب نوشیدن صورت خود را در آب می‌بیند و فریفتهٔ خود می‌شود. برای آنکه خود را در آغوش کشد، در آب می‌پرد و غرق می‌شود. خدایان به‌خاطر این ناکامی وی را به گلِ نرگس (نارسیسیوم) تبدیل می‌کنند تا همواره بر لب آب بروید و خود را نظاره کند.

(از دانشنامه آزاد ویکی پدیا)

-------------------
زمانی فقط هنرمندها و روشنفکرها خود شیفته بودند. الان همه. پیک موتوری، مهندس کامپیوتر، آبدارچی، مدیر همه خود شیفته اند. دور و برتان را که نگاه کنید، پر است از گل های کریه نرگس که بر لب آب روییده اند تا خود را نگاه کنند.
و چقدر سخت و دردناک است خودشیفته بودن، یا با خودشیفته ای بودن.
وقتی همه جا را خوب نگاه می کنم و وقتی مطمئن می شوم که همه خود شیفته اند و من با همه شان فرق دارم، یادم میاید که هنوز گل نرگس احمقی هستم کنار تصویری در آب، که هوشمندانه و زیرکانه، خودشیفتگی دیگران را به سخره می گیرد!

هیچ نظری موجود نیست: