جای جدید
شرکتمون هفته ی پیش اسباب کشی کرد. فردا دوشنبه، اولین روز کاری در جای جدید خواهد بود. ما که از جای قبلی رفتیم، بلافاصله شرکت بعدیه اومد و پارتیشن ها رو عوض کرد. همون روز، وقتی پارتیشنها عوض شدند و توی محیط مقدس شرکت، با همه ی خاطره هاش، آدم های غریبه که اونجا رو مال خودشون می دونستند رفت و آمد کردند، دیگه اونجا رو دوست نداشتم.
و البته این، خیلی خوبه. اگر اونجا خالی می موند مثلاً با همون قیافه، هر وقت اگر گذرم بهش می افتاد، دلم می گرفت و یاد خاطراتم می افتادم. اما الان نه تنها دلم براش تنگ نمی شه، بلکه ازش بدم هم میاد. الان منتظر فردام که بچه ها بیان جای جدید. الان شرکت من، جای دیگری است.

هیچ نظری موجود نیست: