وقتی نقد نمی شوم

می گوید:وقتی نقد نمی شوم انگار نیستم. انگار نا مريـی شده ام و دیده نمی شوم. انگار داد می زنم و کسی نمی شنود. همه از کنارم رد می شوند و حتی نیم نگاهی هم نمی اندازند. چه برسد به لبخندی و سلامی.این جور وقت ها حتی یک تیکه بی مزه و نقد بی معنی هم تنهایی آدم را پر می کند. انگار کسی رد می شود و تنه ای می زند و می رود. می خواهم خودم را "بُلد و ایتالیک و آندرلاین" کنم تا دیده شوم. رنگم را عوض کنم و بشوم بنفش فسفری جیغ. بشوم رنگ سال. هر چه که هست. اگر دختر بودم شاید دو تا گوشواره ی دراز حلقه حلقه هم می انداختم که با هر حرکت تکون تکون بخورند و جلب توجه کنند.
حالا شاید چهار تا جک هم یاد بگیرم که هر وقت لازم شد تعریف کنم. از بحث سیاسی خوشم نمی اید ولی شاید دو سه تا از این اصطلاحات دهن پر کن سیاسی هم از روزنامه دربیارم که چاشنی حرف هام بشه...

گفت و گفت و گفت و من می دیدم که چقدر دلش خانواده می خواهد.

هیچ نظری موجود نیست: