دنیای من

این روزها، گاهی باران می بارد، گاهی برف. گاهی باد می وزد و گاهی هم هوا گرم است.
اما نه در دنیای من!

دنیای من، پارتیشنی است 4 * 4 با دیواره های چوبی و شیشه های راه راه. پشت پنجره های راه راه من، نه ابر است، نه آفتاب. پشت این پنجره ها، پارتیشنی دیگر است.
آفتاب و مهتاب من، چراغهایی هستند که دور سقف یکی در میان چیده شده اند. در دنیای من، باد از کولرهای York و هواساز Hitachi می وزد.
باغچه ای هم هست از دو شاخه بامبو در قفسی شیشه ای که به دیوار چسبیده است. تابستان که می شود، از کولرها باران می بارد و از آب باران، باغچه مان سیراب می شود.

دنیای من، هر روز همین شکل است. هر وقت غروب بخواهم، یکی دو چراغ را خاموش می کنم و مابقی چراغها را به نظاره می نشینم.

این روزها، گفتم که، گاهی باران می بارد، گاهی برف
اما نه برای من

هیچ نظری موجود نیست: