ای کاش روی هم را نبوسند


"گنده باقالی" را بعد از آنکه سر چهار راهها شنیده بودیم، اولین بار در تیراژ وسیع در سالنهای سینما و زمان اکران اخراجی ها 1 شنیدیم. "گنده باقالی" لقب بایرام ( اکبر عبدی ) است. مردم می خندند و نمی شود گفت نخند. ده نمکی لمپنیسم فیلمش را قبول ندارد و می تواند قبول نداشته باشد. به زور نمی شود چیزی را به کسی قبولاند.

" گنده باقالی" را دومین بار در تیراژ وسیع در بیانیه آقای مایلی کهن خطاب به نوچه های قلعه نویی می شنویم. او قلعه نویی را هم کوتوله و گروهبان قندلی و ... لقب می دهد.

برویم عقب تر؛ رییس جمهور منتقدانش را بزغاله ارزیابی می کند و در جمع استاندارها با اصطلاح عامیانه "طرف نمی تونه شلوارشو بکشه بالا، اونوقت می خواد بشینه پشت میز؟!" به بعضی مدیرها هشدار می دهد. ( حرفهای رییس جمهور در جمع استاندارها دو سال پیش از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد )

باز هم عقب تر؛ لاریجانی به عنوان رییس تیم هسته ای در جریان نمایش اقتدار ایران هسته ای به هشدار دهندگان و تحریم کنندگان می گوید: "این لولویی نیست که ما را رو به قبله کند"

عقب تر؛ ادبیات کیهان را مرور کنید.

بیشتر از این می ترسم عقب بروم و نشانه بدهم. 

از انتشار بیانیه بی ادبانه مایلی کهن علیه قلعه نویی باید خوشحال باشیم.  اینکه مربی ارزشی نظام با ادبیات مهوع به دیگر مربی مدعی ارزشگرایی واکنش نشان می دهد و گنداب فوتبال ایران را هم می زند، اتفاق خوبی است. اینکه فیلم ده نمکی مرز پنج میلیارد تومان را هم رد می کند، باید جشن بگیریم. لایه های پنهان مانده شخصیتمان دارد رو می شود. جوشهای چرکی شخصیتی مان دارد سر باز می کند و این حتمن نشانه خوبی است. این پز فرهیخته گی و متمدنانه مان بدجور دارد رنگ می بازد و اسرارمان را لو می دهد. سر عقده هایمان باز شده و بوی تعفن فضا را پر کرده است. نباید نگران وجه مان باشیم. فر هیختگی و تمدن و ادب را فراموش کنید. توهم است. نمی دانم چرا تماشاگران به جای شعار "داور ... "،  می گویند "داور دقت کن". داور دقت کن وصله ناجور است. برای ما که با طنز گنده باقالی ریسه می رویم و با کلماتی مثل "کوتوله" و گروهبان قندلی و ... انتقاد می کنیم و بیانیه می دهیم، زشت است فحش پاستوریزه و مهد کودکی بدهیم. فحش، ادب و متانت بر نمی دارد. فحش برای تخلیه روانی است؛ هرچه رکیک تر بهتر. از انتشار بیانیه مایلی کهن باید خوشحال باشیم. او فوتبال کثیف و لجن گرفته مان را به خوبی به نمایش گذاشته است. مایلی کهن نه تنها فوتبال که لایه های پنهان مانده شخصیتی مان را خوب شخم می زند. از اینکه هر لحظه به زوال و نابودی نزدیک می شویم، باید از مایلی کهن و قلعه نویی و ده نمکی و ... سپاسگزار باشیم. اما می دانید بد ماجرا کجاست؟ کجا بوی این لجن حالمان را به هم می زند؟ آنجا که این دو روی هم را ببوسند و حرفهایشان را تکذیب کنند.

۱ نظر:

سحر گفت...

ممنون از توجهتون