سراومد زمستون

سراومد زمستون، شکفته بهارون

گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون (۲)

کوه ها لاله زارن، لاله‌ها بیدارن

تو کوه ها دارن گل گل گل آفتابو می کارن (۲)

توی کوهستون، دلش بیداره

تفنگ و گل و گندم داره می آره

توی سینه‌اش جان جان جان (۲)

یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره

سراومد زمستون، شکفته بهارون

گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون (۲)



لبش خنده نور

دلش شعله شور

صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور (۲)

توی کوهستون، دلش بیداره

تفنگ و گل و گندم داره می آره

توی سینه‌اش جان جان جان (۲)

یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره (۲)

۲ نظر:

پویا گفت...

خیلی قشنگه ،...

هوشنگ گفت...

محشر بود